برچسب:
نویسنده: حمیدرضامالک
چگونه می توانیم به زبان زرگری صحبت کنیم:
برای هر سیلاب و هر حرف ” ز ” اضافه کنید. اون هم با رعایت چند قانون ساده. مثلا برای گفتن کلمه ای مثل ” تو ” شما باید بدونید که یک بخش (سیلاب) داره. و جزء واژه های 2 حرفیه. نحوه ی تغییر واژه های ۲ حرفی به زرگری:
تو = توزو ! tozo
مثال دیگه:
من = مزن mazan
یک مثال دیگه:
او = اوزو oozoo
باز هم مثال:
دب (مثل دب اکبر)= دزب dozob
باز هم:
خر = خزر khazar
پس معلوم شد که کلمه های 2 حرفی را به چه سادگی میشه تبدیل به زبان زرگری کرد. حرفهای صدادار ” ز ” میگیرن و حروف ساکن نه! روش کار اینه:
حرف اول + ز + حرف دوم
حالا میرسیم به 3 حرفی ها. اونا هم ساده هستن. از این 3 حرفی ها به بعد میشه گفت که کلمات طولانی هم همین قواعد ساده را دنبال میکنن. پس باید رابطه ی توضیح پایینم را به همه ی کلماتی که در ذهنتون میاد، یکسان تلقی کنید. روش کار هم ساده است. به بخش ها (سیلاب های) هر کلمه دقت کنید و مثل همون سیلابی با ” ز ” و همون طور صدای یکسان بسازید. حالا متوجه میشید :
شما = ش + ما زرگریش میشه: شز مازا shozo mazaa
یادتون باشه گفتم همونطور باید سیلاب بسازید. یعنی وقتی میگید ” شما shomaa ” پس لطفن با هوش باشید و نگید “شوزومزا shoozoomeza” یا چیزی مثل این و در حقیقت اشتباه. پس همون که گفتم: شزمازا shozomaazaa
(تذکر مهم: راستی از علایم کسره، فتحه و ضمه استفاده نکردم چون فونت های خوانایی نداشتم. به همین سبب از فینگیلیش نویسی بهره بردم. و یادتون باشه من برای تلفظ صدای ” فتحه ” در انگلیسی یک A میزارم و برای حرف ” آ ” دو تا AA میزارم. پس در خوندن تلفظ ها دچار اشکال نشید. همینطور برای ” ضمه ” یک O میزارم و برای ” و ” که صدای “او” میده دو تا OO)
یک مثال دیگه:
چرا = چ + را زرگریش میشه: چز رازا chezeraazaa
مثال تازه:
تنی = ت + نی زرگری: تز نیزی taza nizi
حالا یک کلمه ی 3 حرفی کمی سخت:
کیو (منظورم همون ” چه کسی را ” هستش) = کی + یو که میشه کیزی یوزو kizi yozo
مثال دیگه:
بیا = بی + یا زرگری: بیزی یازا bizi yaza
حالا تمرین کلمات بیشتر از ۳ حرف:
چطوری = چ + طو + ر ی زرگری: چزطوزو ریزی cheze tozo rizi
دیدید چه راحت بود. بازم مثال:
مثال = م + ثا ل زرگری: مزثازال meze saazaal
حالا دو مثال پشت هم با یک یادآوری که بعدش میگم:
میتونی = می + تو + نی زرگری: میزی توزو نیزی mizi toozoo nizi
کتاب = ک + تا ب زرگری: کزتازاب keze taazaab
(حرف ” ب ” ساکن است و “ز” نمیگیره. همونطور تلفظ میشه)
یاد آوری: ببینید باید یادتون باشه که حروف را با همون صدایی که میگید تبدیل به زرگری کنید. در مثال بالا وقتی میخواهید یک واژه ای مثل ” کتاب” را به زرگری بیان کنید لطفن مثل همیشه که میگید ketaab همونطور هم به زرگری بگید keze taazaab. پس نباید صداهای اشتباه تولید کنید و بگید kaze taazaab!!! یا با کسره و ضمه های زاید به اشتباه بگید: keze tozaab!!! به همان راحتی که به فارسی میگید کتاب باید به زرگری هم بیان کنید.
حالا چند تا مثال پشت هم:
کی = کی + ی زرگری: کیزی kizi
میگه = می + گه زرگری: میزی گزه mizi gezeh
زندون = زن + دو + ن زرگری: ززن دوزون zezen doozoon
بده = ب + ده زرگری: بز دزه baza deze
کیزی میزی گزه ززن دوزون بز دزه!؟
چند تا مثال دیگه و پشت هم:
هرگز = ه + ر+ گ + ز زرگری: هزر گزز hazar gezez
از = ا ز زرگری: ازز azaz
مرگ = م + رگ زرگری: مزرگ mazarg
نهراسیدم = ن + ه + را + سی + د م زرگری: نز هز رازا سیزی دزم
naza haza raazaa sizi dazam
هزر گزز ازز مزرگ نزهزرازاسیزیدزم
باز هم:
میای بریم سینما؟ زرگری: میزی یازای بز ریزیم سیزی نزمازا
miziyaazaay bezerizim sizinazamaazaa
چرا حرف نمیزنی؟ زرگری: چزرازا حزرف نزمیزی ززنیزی؟ chezeraazaa hazarf nezemizi zazanizi
شماره ی کارت ملی زرگری: شزمازاره زه یزه کازارتزه مزللیزی shozomaazaarezeyeze mezellizi
برچسب:
نویسنده: حمیدرضامالک
خیارج روستایی است جزء دهستان رامند بخش بوئین شهرستان قزوین. روستای تاریخی خیارج از توابع بخش رامند شهرستان بویین زهرا می باشد. این روستا در ۴۹ درجه و ۴۳ دقیقه طول جغرافیایی و ۳۵ درجه و ۴۸ دقیقه عرض جغرافیایی قرار دارد. خیارج از جنوب به دانسفهان، از شمال به لوشکان، از شمال شرقی به قلعه هاشم خان و از غرب به روستای یار آباد (منطقه ییلاقی منسوب به پرویز یار افشار سناتور انتخابی شاه) و جعفر آباد منتهی می شود.
مردم روستای خیارج مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند. ایشان به زبان تاتی صحبت می کنند.
وجود دریای خزر در شمال استان و دشت های منحصر به فرد قزوین را معبر لشکرکشی ها و مهاجرت های کرده است. بر اساس حفاری های انجام گرفته در تپه های تاریخی قره تپه، تپه زاغه و تپه قبرستان در روستای سگزآباد قدمت سکونت و شهر نشینی در این منطقه به شش هزار سال پیش از میلاد می رسد. به دلیل سابقه مدنیت در این منطقه، بازمانده های تمدن نیز قابل توجه اند که از جمله آن ها می توان به وجود قوم تات و رایج بودن زبان تاتی در اقصی نقاط این استان اشاره نمود. از آن جا که زبان تاتی پیوندی عمیق با زبان پهلوی، اوستایی، آذری(نه ترکی) و... دارد، به جرئت می توان گفت قزوین و مردم آن از جمله قدیمی ترین نسل های مردمان ایرانی از نژاد آریایی دانست. از میان نژادهای موجود در قزوین از جمله کرد، لر، شاهسون، مراغی و تات، گروه اخیر از جمله اولین گروه های مهاجر آریایی در این منطقه هستند. در استان قزوین با وجود مشکلات عدیده در طول تاریخ هنوز هم چندین شهر و روستا به زبان تاتی تکلم می کنند که نشان پیوند عمیق آنان با این زبان می باشد. در این جا به معرفی یکی از این روستاها می پردازیم:
شاردن، جهانگرد معروف، در سیاحت نامه خود (ص ۴۹) در توصیف خیارج می نوسید: «کیاره قصبه بزرگی می باشد و در وسط دشت زیبا و مصفّایی واقع شده است. در آن کاروان سرایی وجود ندارد، ولی در این قصبه ۱۵ تا ۲۰ خانه و باغچهٔ بزرگ وجود دارد که صاحبانش در آنها را به روی عابرین و واردین باز گذاشته اند و برای سکونت و استراحت مسافرین تخصیص داده اند و بسیار نظیف و تمیزتر از کاروان سراها می باشد. وسایل استراحت مسافرین در این منازل کاملا آماده و مهیا می باشد و خیلی خوب و عالی است، ولی توقف در آن ها برای عابرین بسیار گران تمام می شود.»
ارتفاع متوسط روستا از سطح دریا ۱۲۸۰ متر است. از ارتفاعات روستا می توان به ارتفاعات رامند در ۱۵ کیلومتری روستا اشاره کرد. رودخانه فصلی خررود در ۱۰ کیلومتری روستا قرار دارد. این رودخانه از کوه های آق داغ(در آوج) و قیدار سرچشمه می گیرد. آب و هوای روستا آب و هوایی بین آب و هوای صحرایی و مدیترانه ای است و در کل معتدل به شمار می آید. جمعیت روستا به خاطر مهاجرت های گاه گاه اهالی هر چند سال یکبار دست خوش تغییر می شود و اکثر جوانان روستا برای کار در کارخانجات و یا کارگری به شهرهایی مثل قزوین، کرج و تهران می روند. شغل اکثر مردم کشاورزی است و محصول عمدهٔ آنان گندم، جو، صیفی جات، علوفه، انگور و... می باشد. انگور مهم ترین محصول روستا است و باغستان های وسیع روستا قدمتی چند ده ساله دارند. دام پروری نیز در روستا مرسوم است و مردم گاو، گوسفند، بز و ماکیان نگهداری می کنند. امروزه چند واحد مرغ داری کوچک در روستا به فعالیت می پردازند.
از غذاهای محلی روستا می توان به بلغورَ آش(آش بلغور)، دویینه آش (آش دوغ)، پُرشیکَه(آش اُماج)، انجیمک، مارجیمک اشاره کرد. زنان روستا نیز برای شب های طولانی زمستان و شب نشینی ها خوراکی هایی از قبیل، باسلق، شیرمال محلی، گندم بو داده و... آماده می کنند. روستا از طریق جاده های بویین زهرا - زنجان و تهران همدان قابل دسترسی است که راه های مزبور از طریق دو راه آسفالته در محله های لب استخر و سرمزاران(در زبان محلی سَمزارون) به روستا متّصل می شوند.
ر
وستا به زبان محلی خیاره خوانده می شود. در مورد وجه تسمیه روستا چند نظر وجود دارد:
در مورد قدمت تاریخی روستا سند مکتوبی در دست نیست. اما با توجه به سفال های بدست آمده از تپه قدیمی روستا که دارای نقوش، شکل ها و خطوط موازی و افقی و مویی شکل و لعاب های آبی رنگ می باشد احتمال این که تپه مربوط به زمان اشکانیان باشد را تقویت می نماید. روی تپه روستا مسجدی وجود داردکه به قول عامه مردم قبلهٔ آن رو به بیت المقدس بوده و در چند دهه پیش تغییر یافته است که این نشان از قدمت روستاست. تکلم مردم روستا به زبان تاتی که از زبان های کهن ایران می باشد نیز نشانه دیگری بر قدمت روستاست. در آخرین آمار گیری جمعیت روستا ۹۰۰ نفر اعلام شده است. ترکیب جمعیت از نظر طایفه ای نیز بدین صورت است: ۱. آقا علی اولادها که امروزه آقا علیخانی، علیخانی و آقا علی نامیده می شوند و در محله سرمزاران ساکنند. ۲. امیر اولادها که امروزه امیری نامیده می شوند و در محله سرمزاران ساکنند. ۳. سلیمان اولادها که امروزه سلیمانی و سلیمان خانی نامیده می شوند و در محله قره باغ ساکنند. ۴. هاشم اولادها که امروزه هاشم خانی نامیده می شوند و در محله هاشم اولادان ساکنند. ۵. میرزا حسین اولادها که امروزه میرزا حسینی نامیده می شوند و در محله لب استخر ساکنند. ۶. تقی اولادها که امروزه تقی خانی نامیده می شوند و در محله لب استخر ساکنند. ۷. علیقلی و سایر فامیل های محدودتر که در چهار محله روستا پراکنده اند.
در ۱۰ شهریور سال ۱۳۴۱ (اول سپتامبر ۱۹۶۲) در شهرستان بویین زهرا زلزله مهیبی رخ داد. در این زلزله ۹۱ روستا به کلی ویران شد. ۱۲۲۰۰ نفر کشته شدند و بیش از ۳۰۰ روستا آسیب کلی و جزیی دیدند. روستای خیارج نیز در آن زلزله آسیب دید و تعداد ۲۸ کشته و تعدادی مجروح به خود داشت و بسیاری از خانه ها ویران گشتند
برچسب:
نویسنده: حمیدرضامالک
برچسب:
نویسنده: حمیدرضامالک